خاطرات موزون یک سازدهنی

دختری تمام روزهایش را هر شب در گوش ساز دهنی اش نجوا می کند!

دختری آرام آرام در کنار ساز دهنی اش بزرگ می شود!

.... عاشق می شود

.... زندگی می کند

می میرد...

 

بعد .... یک نفر در صندوق چوبی مادر بزرگ را می گشاید!

محتویاتش را با عشقی سرشار بیرون می آورد،

ساز دهنی قرمز رنگش را بر می دارد،

و در تاریکی شب، در  حالی که هنوز صدای بال فرشتگان به گوش می رسد،

می نوازد ، آرام، آرام!



تاريخ : دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧ | ٩:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()
بیا به سلامتی همه بنوشیم امشب زیر نور ماه نه برای آنکه فراموش کنیم تا همیشه به یاد داشته باشیم که برای سلامتی یکدیگر دستانمان را بالا بریم

تاريخ : چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧ | ٩:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()