بهتر بود اول مداد رنگی هام رو پیدا می کردم بعد نقاشی می کشیدم.

نقاشی های من پر شده از درختهای به رنگ زرد و سرخ و قهوه ای (به رنگ پائیز)

و باغچه های گل بنفشه! (مکرر)

چشم هام رو که بستم یک نفر دستهاش رو باز کرده بود . در جایی بلند ایستاده بود و به آدم ها لبخند می زد. همان مهربانی که روز تاج گذاریش بزرگترین پارادوکس عالم شد!



تاريخ : پنجشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٦ | ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()