مثل ماهی کوچولوی توی تنگ بلور که حتی اگه بری از بین تمام ماهی های دنیا اونو برای خودت انتخاب کنی تمام سلیقه ت رو هم که به خرج بدی و تمام خلاقیت ها ت رو هم که رو کنی (مثل امسال که ماهیه ما رنگش آبی بود و دیگه ماهی قرمز تنگ بلور نبود بلکه ماهیه آبی گوشتخوار! جونوریه در نوع خودش ) باز هم ماهی رو توی دنیای خودش باید به حال خودش رها کنی. ماهی بیرون آب حتی یک لحظه هم زنده نمی مونه . اگه براش دنیای خودش رو ساختی که خب می تونی به زنده موندنش کنار خودت امیدوار باشی ولی اگه بخواهی اون بیاد توی دنیای تو ! معلومه سرانجام این بی اعتنایی به ماهی و دنیاش چیه دیگه ؟! هیچ وقت ماهی نمی دونه بیرون آب تویی هم هستی که این همه براش زحمت کشیدی، خودت رو به آب و آتیش زدی ! لحظه ی سال تحویل چقدر برای طول عمر با عزتش دعا کردی ! اما ....

با این همه خودخواهی ای که می بینم در وجودت، ماهی! ولی همیشه به دنیایی که در اون غرقی احترام می ذارم.



تاريخ : دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٧ | ٩:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()