اسب قشنگم،

می دونم قرارمون این بود که تو بگی من بنویسم، اما امشب یه سوالی توی ذهنمه که دوست دارم بپرسم، و جوابش رو بشنوم:" این همه مهربونی از چی نشئت می گیره؟ " چه طوری می تونی این طوری باشی؟ همین طوری دیگه، چوبیه چوبی. خیلی خالص، خیلی سارا! (بدون ترکیب شدن با شیشه خرده!) خیلی آروم و فقط به نیت عشق بی نهایت تا بی کران هستی؟ توی چشمات پر از پروانه س. پر از خال های رنگی، این همه پروانه از کجاست؟ این همه سنگ صبور توی دشت دلت، می دونی چی شد این سوالا اومد به ذهنم؟ وقتی دیدم خراش یادگاری های روی تنت رو بی هیچ ادعا، تحمل می کنی و تازه برای بچه هایی که دنبال بادبادکشون میان می رسن بهت یه دنیا شور و حرارت و سرزندگی هستی!



تاريخ : سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧ | ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()