مرد نابینا می تونست کتابش رو با وجود تمام لرزش های ماشین بخونه ، بی هیچ دغدغه ی کوری !

این جمله برگرفته از تصویری عینی بود. همین امروز توی ماشین: کوله پشتی مشکی، و عصای سفید، که قبل از حرکت سریع انگشتانش توجهم رو جلب کرد، وقتی دیدم داره برگه ی سفیدی رو با دست می خونه تازه متوجه شدم ، عصاش هم از نوع سفید بود و چشمانی که انگار به خاطر خوندن کتاب پایینه! با اینکه همیشه فکر می کردم نگاه کردن به عمق چشمهاست که باعث می شه به خصوصیات یک نفر پی ببری، اما این بار حتی بدون نگاه در چشمی و در این فاصله می شد اعتماد به نفس و اراده رو در وجود این آدم حس کرد، تا حدی که نا خود آگاه نوعی از حالت غبطه خوردن رو در وجودم حس کردم. این حس به نظرم در ظاهر جمله ی اول هم هست ولی وقتی به لایه ی درونی تر این تصویر و به تبع اون ، لایه ی درونی جمله ی بالا فکر میکنم می بینم در هر شرایطی هر کاری که بخواهی می تونی انجام بدی!



تاريخ : دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٧ | ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()