شاید؛

گاهی باید شعری بگویم،

شعری برای تو،

شعری که واژه هایش را با شوق در آغوش می کشد.

گاهی باید نغمه ای بخوانم،

نغمه ای به یاد تو،

نغمه ای که نه غم، اساره ی شادی هاست!

گاهی که از خستگی راه،

با صد هزار چکاوک امید

و لبخندی بر لب،

به خانه می آیی،

باید،

استکانی لبریز و لب سوز

از واژه های قند پهلو برایت بیاورم!

just a cup of tea!



تاريخ : یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸۸ | ٤:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()