من فقط عاشق اینم، حرف قلبت رو بدونم، الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمی تونم

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری، دو سه روز پیدام نشه تا، ببینم چه حالی داری

من فقط عاشق اینم، عمری از خدا بگیرم، انقدر زنده بمونم، تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم، روزایی که با تو تنهام، کار و بار زندگیم رو، بذارم برای فردام

من فقط عاشق اینم، وقتی از همه کلافه ام، بشینم ی گوشه دنج، موهای تو رو ببافم

عاشق اون لحظه ام که، پشت پنجره بشینم، حواست به من نباشه، دزدکی تو رو ببینم

من فقط عاشق اینم، عمری از خدا بگیرم، انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم، عمری از خدا بگیرم، انقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

 

داشتم ترانه الکی قمیشی رو گوش می کردم بعد احساس کردم در پس این واژه ها حرفهای دیگه ای به گوشم می رسه حالا این یا از ذهن خودم تراوش می کرد یا از دل خواننده این رو واقعا نمی دونم چون جفتمون خودمون رو زدیم به مهربونی!

درست مثل اون صحنه ی فیلم ذهن زیبا که از کلی عدد یک سری اعداد خاص رو در می آورد یا مثل کد داوینچی که مثلا از اثر داوینچی رمز گشایی شد، آخر شبی به سرم زد که اینم کد قمیشیه!یعنی منظور اصلیش این بوده ک عبارات با رنگ زرد رو با یجور تنفری به طرف بگه!شیطان

امان از بشر دو پا! چه فکرایی به سرش می زنه!

 



تاريخ : دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸ | ٧:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()