امروز این ای میل رو خواهرم برام فرستاد به خودم اومدم دیدم دارم اشک می ریزم نمی دونم و می دونم چرا....گریه

از کسی انتظاری ندارم

از خودم اما !!!! توقع نداشتم

 

"یک دسته از ادم ها هستند که ترازویشان را توی دوستی در حال تعادل قرار داده اند. بی کوچکترین خطایی.

رباتی می شوند با برنامه ای عینا شبیه به خودت و هیچ تلاش و خلاقیتی فراتر از این برنامه انجام نمی شود.

اس ام اس بزنی. اس ام اس می زنند.

زنگ بزنی. زنگ می زنند.

میس کال بیندازی. میس کال میندازند.

نامه بنویسی. نامه می نویسند.

بگویی :" دوستت دارم." می گویند:" دوستت دارم."

دعوا کنی. دعوا می کنند.

قهر کنی. قهر می کنند.

هدیه بدهی. هدیه می دهند.

خوشحال باشی. انرژی می دهند.

غمگین باشی. غمگین ترت می کنند.

جواب میس کال ندهی. جواب میس کالت را نمی دهند.

برایشان لایک و کامنت بگذاری. برایت لایک و کامنت می گذارند.

آدم هایی که دور و برم را گرفته اند بیشتر جز این دسته از آدم ها هستند.

بعد یک جا چشم هایت را باز می کنی و می بینی بیشتر تو بودی که برای حفظ رابطه تلاش کرده بودی و طرف مقابلت تنها آینه ای در برابر تو بود. تو که خسته شوی. تو که کم انرژی شوی. تو که برای چند لحظه خودت را پشت اتفاقی پنهان کنی. تو که از اتفاق کوچک یا بزرگی دلخور شوی. تو که شلوغ شوی. می بینی آدم ها نیستند. رفته اند. شاید رفته اند تا ربات یکی دیگر شوند."



تاريخ : دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٦:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()