بی اختیار ترین واژه در حصار قفس

در تنگنای غربت بی سرانجامی

تا یک نگاه تو به این خسته

وامانده در کوره راه گمنامی

می بارد اشک از هر دو گونه

می خندد آن ابرک شیطانی

در پشت او نور گمگشته

.....

....

نمیااااد



تاريخ : شنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٢ | ۸:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()