امروز دوباره از صبح حال و هوای نوشتن دارم و هر ماجرایی رو مثل سوژه (چه جالب!!! سوژه همون تلفظ فرانسوی سابجکت انگلیسیه به معنی موضوع احتمالا) ای برای نوشتن می بینم.

استرس حجم زیاد کارها هم بر دوشم سنگینی می کنه

اما حالا که آسمان مثل شب تیره شد و صدای رعد و برق من رو به یاد جمله ی معروف صدا ... نور .... اکشن!!! میندازه و یهو مثل یه بازیگر که مثلن نویسندس شروع به نوشتن می کنم و میرم توی حسزبان

وقتی دیدم دوستان قدیمی و همراهان آغازین این وبلاگ اومدن به اسب چوبی سر زدن خیلی خوشحال شدم. (یجورایی الان مسئولیتم سنگین تر شدهچشمک)

سوژه ها بماند برای فرصتی بهتر

به امید آینده های بهترلبخند



تاريخ : چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()