دیشب بعد از مدتها خواب دیدم. آدم خستگی از تنش بیرون میره ، خواب استاد مکری رو دیدم.

استاد مکری با بچه ها صحبت می کرد. من دوست داشتم به او سلام کنم. نه اینکه ندونم به کی سلام کنم،

می دونستم. فقط استاد مکری... استاد عزیزم. یه صدایی رو توی خواب می شنیدم از محوطه دانشگاه شنیده می شد استاد گفت خوب گوش کنید ، کی می تونه بگه این شعرکدوم خواننده ای ؟ همه ساکت شدیم ...گوش کردیم ... یکی گفت این همون شعر نرگسه ، قبلا" نرگس خونده این شعرو. من یادم افتاد که اون آهنگ قدیمی خیلی قشنگ و دلنشین بود...... بعدش توی یه کتابخونه بودم مثلا" تو دانشگاه خودمون بود.....خیلی خواب های دیگه ای هم دیدم، خوب یادم نیست.

می دونی فروید یه نظری داره ، می گه ما بعد از خواب دیدن دچار یه مرحله ای می شیم. راست می گه. هیچ   

کس نمی تونه ادعا کنه که تمام اونچه که بعد از خواب به یادش مونده همون اتفاقاتیه که در خواب دیده. وقتی از خواب بیدار می شیم دچار نوعی سانسور می شیم. آن چه که نمی خواهیم به یاد بسپریم روفراموش می کنیم

و خیلی از قسمت ها رو هم اون طوری که دوست داریم به یاد می آریم و به این ترتیب خواب ما همونی نیست که صبح برای کسی تعریف می کنیم یا شاید چند روز بعد.

این جا خیلی راحت می تونستم خواب هامو بنویسم ولی نمی دونم چرا دیگه خواب نمی دیدم. خیلی وقته که صبح ها تا مدتی می رفتم تو فکر که یادم بیاد چه خوابی دیدم.

می دونی استاد مکری می گفت ما در طول شبانه روز در حال خواب دیدنیم البته اسمش دیگه خواب نیست بلکه اون فکر کردنه که خواب های ما هم از همون نوعه. ولی در روز به خاطر کار و مشغله ما نمی تونیم تمرکز کنیم رو فکرامون. توی خواب هم  ذهن ما عوض نمی شه حالتش ، اون داره به روند فکر کردنش ادامه می ده ولی ما تمر کز می کنیم و صبح از خودمون می پرسیم این فکر ها یعنی چی؟

واقعا" این نظر رو قبول دارم ولی وقتی خواب های عجیبی می بینم که شاید بشه گفت یه روٌ یای صادقه است

نمی تونم باور کنم که اون هم فقط یه فکر بوده.

می دونی من معتقدم تمام حوادث و وقایع زندگی خودمونو می دونیم. مثلا" اینکه تا کی زنده ایم ، چند تا بچه داریم ،یاحتی در چه زمان هایی به سفر می ریم. واقعا" به این مسئله دونستن همه چیزشدید اعتقاد دارم.

اینو شنیدی که وقتی خداوند انسان رو آفرید همه چیز رو به او آموخت. میگم یعنی به این صورت که هر آدمی همه چیز رو تو زندگی می دونه. اما در مورد آدم مهمترین صفتش فراموشیه. خوب وقتی هم که ما پا به  دنیا می ذاریم فراموشی هم همراه ماست ، اون موقع ذهن به مرور تمام دونسته هاش رو از یاد می بره.

می دونی یه تحقیقی شده بود که نشون می داد بچه ها هر چی سنشون کمتره بهتر می تونن در مورد مسائل پیش گویی کنن، مثلا" نتیجه ی بازی فوتبال رو. من خودم به این مسئله دقت کردم دیدم در بیشتر زمان ها درسته، و حالا تقریا" این عقیده در من قوی تر شده.

در این باره نظر بده.



تاريخ : شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٥ | ۳:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()