سلام

روی یه نیمکت، چار تا ساق پا آویزون، صندل سفید، کفش سفید، پای برهنه، پای پوشیده، چار تا شصت؛ انگار از یک قالب.

دو تا دختر، یکی با روسری، یکی با مقنعه، یکی با مانتوی روشن و کوتاه، یکی با مانتوی سیاه و بلند، یکی مث بوم نقاشی، یکی مث ماه، یکی اسیر، یکی رها.

 

توی تنهایی ساکت فکر می کردم این منظره ها منو تکون می ده.

تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٥ | ۸:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()