سلام☺

اسب قشنگم،عیدت مبارک.

یه صبح روشن، یه عید آفتابی و باز هم میل اسب سواری... اسب چوبی و آواز....

ترانه...شوق...عشق.

آوازم مثل پروانه ای رها. در فرار از تور غم.

تنهایی تا ابد تنها باد.

دل با تو پاییزش بهاره....

سلام آفتاب☼

گرم مثل همیشه و زرد مثل پاییز. اما شاد مثل نور.

با تو در دل من قصه جا نداره....

سلام روز♥

ای عمر دوباره....

آن چه پشت سرم مثل غبار به هوا می رود. برگ های تقویم رومیزی است.

امروز برایم کافی است.

...تو جاده فدا شدن....اون که هرگز نمی شه خسته منم ...

...تو یه احساس عجیبی...

سلام آسمان♣

سلام آس من...آس ... چار پر من...

می خوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم...

سلام فرشته های کوچولو☺☻☺

لبخندهای های شناور در سیال نور.

برخوردهای جرقه سای مهر.

سلام مرا در تمام شهرها بپراکنید.

و آوازم را تا ابرها...

تا باران ببارد...

تندی رگبار...

قلب چوبی بر دیوار...

بوی خاک.

زیر باران...

 تا صبح

 وضرب آهنگ سم اسب چوبی... روی برگ های زرد طلا وسرخ مس...

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳۸٥ | ۳:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()