سلام

بعد از کلی دوری . دور ماندن من از نوشتن و دور ماندن تو از من، و حالا دیگر دور ماندن هر دویمان از تمام مواردی که به خاطرش وبلاگ ها را گشتم و نیافتمش و نوشتم و نخواند.

فراموشش کردم و فراموش کرد که روزگاری چشم از من بر نمی داشت.

و باز نمی دانم  همان فلسفه نخستین را ، اول مرغ بود یا تخم مرغ؟ نمی دانم وقتی من رویم را برگر داندم او رفت یا او چشمانش را گشود و من مثل یک رویا رفتم و هرگز تکرار نشدم.

 



تاريخ : چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٥ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا | نظرات ()