172

این شماره برام جالب بود واسه همین گذاشتم برای تیتر این پست

چون صد و هفتاد و دومین مطلبم همزمان با روز شهادت امام حسین(ع) و هفتاد و دو تن از یارانش شد.

این روزها وقتی به صحنه های در جریان خیابان ها فکر می کنم حس می کنم در حال تماشای تئاتری هستم که بازیگرانش وقتی در مقابلت دارن بازی می کنن یک چهره دارن و وقتی دور می زنن که برن در پشت پرده تا  برای صحنه ی بعدی آماده بشن یهو می بینی یک چهره ی دیگه پشت سرشون دارن. مثل اون عروسکای پولیشیه چینی توی مغازه ها که یک طرفشون خندونه یک طرفشون گریون! اما این بازیگرا خندون یا گریون نیستن فقط. یک طرفشون در سپاه یزیدن طرف دیگه سپاه امام حسین(ع)! حس اینکه یک سری آدم رو که همشون فکر می کنن به محض اینکه مردن می رن به بهشت و اونم هم ردیف شهدای اسلام! با یک چهره ی دیگه می بینی که خودشون هیچوقت حتی اگه آینه رو بگیری جلوی چشماشون هم نمی بینن واقعا آدم رو می ترسونه. می ترسم از اینکه وقتی آینه رو به دستم بگیرم یعنی همون آینه ی حقیقت نمای سارا(خالص) رو که حتی اگه به ضرر تمام عالم هم بشه دروغ و غل و غشی نداره! چه چهره ای رو از خودم می بینم؟

جمله ی دیروز من + جمله ی فردای من (من همون تقویم منه که توی پست قبلی نوشتم که فکر کنم یکی از اقوام اسب چوبیه!) : ای خدای مهربون از امروز هیچ چیز رو برای خودم نمی خوام بلکه برای همه می خوام، باران بفرست نه برای رفع تشنگیم بلکه برای آبیاری گلها و پاک کردن گناهان، آفتاب رو نمایان کن نه برای روز شدن بلکه برای گرم شدن فقیر کنار خیابان.

منم آزادی و آزادگی رو نه فقط برای خودم بلکه برای همه می خوام.

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
ندا

وااااااااااااای سارا [دلشکسته] عجب روزی بود دیروز و این عاشورا و احوالش ! [گریه] خیلی دوست دارم پاشم برم همه چی رو تموم کنم ! مث چی ؟ مث آرنولد ترمیناتور که هر چی بهش گلوله بزنن اون فقط بره جلو و فقط با یه چرخش هی اسلحه شو برای تیراندازی بعدی آماده کنه و هی بره جلو و مسیر پاک بشه ... پاک پاک ! [اوه] یه چیزی که خیلی آزارم میده اینه که من کجای این همه صف آرایی ایستادم ؟ [ناراحت] مراقب خودت باش [گل]

رضا کاظمی

تووی پست قبلی از « بی شنبه » نوشته بودین، برام خوشآیند بود. یه دوست، برای من هم یکی از این تقویم جینگیلیا هدیه گرفته بود که یکجورایی نوستالژیای کودکی م حساب می شد... ممنون

پنجره چوبی

یاد ترانه نقاب سیاوش قمیشی افتادم بعضی وق8�رونی و نهادینه میشه که ه�%8� نهادینه میشه که هیچ آیینه ای نمیتونه خلوص آدم رو نشون بده اون وقته که آدم از خودش نا امید میشه و .... ولی عاشورای امسال پایانی بود بر نومیدی ها یکی از اون روزایی بود که آرامش وجدان رو تجربه کردیم

پنجره چوبی

یاد ترانه نقاب سیاوش قمیشی افتادم بعضی وق4 Feb 2009 07:28:48 GMT If-None-Match: "927628389a86c91:83f" Cache-Control: max-age=0 B1 درونی و نهادینه میشه که هیچ آیینه ای نمیتونه خلوص آدم رو نشون بده اون وقته که آدم از خودش نا امید میشه و .... ولی عاشورای امسال پایانی بود بر نومیدی ها یکی از اون روزایی بود که آرامش وجدان رو تجربه کردیم

افسانه

وب قشنگي داري كلي تحت تاثير قرار گرفتم موفق باشي به منم سر بزن منتظرت هستم[گل][گل]

ندا

سلااااااااام سارا جونم [ماچ] من خوبم فک کنم تو هم خدا رو شکر خوب باشی دیگه خیلی خوشحالم همچین کاری داری مدتها پیش آرزوی من کار کردن اینجوری بود........ الآنم می خوام اگه روزی شروع کردم همین جوریا باشه از ته ته دل برات آرزوی موفقیت می کنم می دونم که کارت نتیجه ش خوب می شه خوب بذار به حساب بار اول بودنش و این که می خوای دقیق و درست حسابی باشه نه از سر باز کردن کسی که زحمت بکشه نتیجه ی خوبی می گیره امیدوارم به همه ی آرزوهای قشنگت برسی ممنون حالمو پرسیدی چن بار خواستم احوالتو بگیرم حس کردم ممکنه سرت شلوغ باشه یا استرس کارتو داشته باشی ولی نگران نباش[پلک][لبخند][فرشته] [گل] من و تو که پیر نمی شیم بابا [چشمک][نیشخند]

سارا فلاح

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست امتحان ریشه هاست.ریشه هم هرگز اسیر باد نیست.

008

به وبلاگ ما هم یه سری بزنید خوشحال مشیم لینکم کنید