وفادارتر

بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا                  حقا که غمت از تو وفادارتر است

 

 همکارم، پیرمرد خل وچل خطابش می کنه. من می گم پیرمرد خطاط ! تازه نمی دونم چرا فکر می کنم یه پیرمرد ارمنیه؟! البته آخر اسمش که به یان ختم نمیشه.  امروز اومد دفتر و به محض نشستن تقاضای یک برگ  کاغذ سفید کرد من هم چون می دونستم یک برگ کم خواهد آمد ، چند تا برگ کاغذ سفید تحویلش دادم و با لحن حسرت آمیز گفتم اگر خبر می دادید قبل از اومدنتون، کاغذ گلاسه تهیه می کردیم و به این فکر می کردم که این بار چه بیت  شعری رو بگم تا با خطی خوش در حالی که باید منتظر بمونه تا کارش انجام بشه ، برام بنویسه؟ دفعه ی قبل در حالی که مدتی بود این بیت حافظ رو(بیت ذیل) گاه و بیگاه زیر لب زمزمه می کردم ، پرسید :" خب ، خودتون هم بگید چی بنویسم براتون؟" منم بی هیچ مکثی گفتم " وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم       که در طریقت ما کافری است رنجیدن " (منظورم همین بیت بود) و بعد پیرمرد خطاط  با لحنی مطمئن گفت :" رنجاندن " اما من دوباره تاکید کردم "رنجیدن" . تا به حال نشنیده بودم کسی این بیت رو با واژه ی رنجاندن کامل تر بدونه، به خصوص وقتی به معانی وفاداری و ملامت و خوشی فکرکنیم.اما اون هم در جای خودش نظری بود، شاید منم شصت سال دیگه که از همه ی رنجیدن هام بگذره معتقد بشم کافری رنجیدن نیست رنجاندنه! اون کاغذ رو با پونز زدم به دیوار ، امروز اما ازم نپرسید چی بنویسم L من خودم رو آماده کرده بودم این بیت حافظ رو که چند روز پیش توی فالم بود بگم:" دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد         من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد" .... و او خودش بی درنگ نوشته بود: بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا ....... حقا که غمت از تو وفادارتر است. خوندن این بیت با اون خط زیبا و در حالت شگفتی که ایجاد شد، واقعا تحت تاثیر قرارم داد. اما نمی دونم این شعر از کیست. و پیرمرد روی تمام کاغذها  با خط زیبا شعرهایی نوشت برای دیگران و دوباره شعری رو برای من....

 

 

 

/ 3 نظر / 12 بازدید
حمید

سلام دوست خوبم. شعر مال مولاناست.واقعیت اینه که شعرهای ناب شعرای نامدار گذشته تکرار نشدنین. ضمن اینکه انگار هماهنگی فوق العاده ای بین خطهای ایرانی از جمله نستعلیق و شکسته نستعلیق و شعرهای شعرای مزبور وجود داره.

ندا

چه شعر زیبایی ! آره این بیت دوم یه رباعی از مولانای عزیز هست : هر روز دلم در غم تو زار تر است وز من دل بی رحم تو بیزار تر است بگذاشتی ام غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادار تر است شهرام ناظری عزیز هم اونو در کنار چند رباعی زیبای دیگه از مولانا جون ، در کاست " یادگار دوست " خونده ... سال ها پیش ! خیلی زیباست . چه فال جالبی ! بعضی موقع ها روزانه هاتو انقدر قشنگ می نویسی که آدم موقع خوندنش خودشو یه کم بالاتر از سطح زمین احساس می کنه . بیشتر بنویس .

اشک های مسیح

شعر زیبایی بود.. احوال سارا.. اومدم احوالپرسون..[تایید][گل]