آیا کسی که نیست در روز تولدش متولد خواهد شد؟

 

این نگرانی این روزهای من است!

همین تولد کسی که نیست،

کسی که رفته است،

کسی که بود،

آیا؟

زیر نور این ماه

متولد میشد؟

آیا کسی که ماند،

در خسوف دلگیر این ماه

در انتظار تولدی دیگر خواهد ماند؟

آیا خود متولد خواهد شد؟

و اما دلخوشی هایم:

لبخند کودکانی است که هنوز در مدرسه صرف فعل را یاد نگرفته اند!

/ 3 نظر / 12 بازدید
اسب چوبی

این شعر رو برای تو می نویسم، از اشعار خیام، به ظواهر نگاه نکن، عمیق تر نگاه کن: خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

پنجره چوبی

اتفاقا امروز برای من اتفاقی افتاد که نا خود آگاه منو یاد سال گذشته انداخت حادثه ای مشابه پارسال دوباره رخ داد خودکشی در مترو! یادته پارسال همین روزا در موردش نوشته بودم؟ ولی شکر خدا امسال راهبر قطار به موقع ترمز گرفت و پسرک عاشق رو زنده و سالم آوردند بیرون ما تو تونل مانده بودیم و صدای فریادهای پسزی را میشنیدیم که میگفت"برنمیگردم" "نمیام" مرد روبرویی ام با خنده میگفت احتمالا رفته تو واگن خانومها و بیرون نمیاد!!! وقتی در ایستگاه مسافران سوار شدند و تعریف کردن طرف محض عاشقی خودکشی کرده همه با صدای بلند خندیدند و من دلم به حال روزگارمان گرفت.

ندا

این مصرع آخر که می گه : انگار که نیستی ... رو خیلی عمیقا غرقم توش ! تیتر پستت هم یه جورایی آدمو مور مور می کنه شاد و پیروز باشی بالاخره کتابت یه تنفس بهت داد دیگه [زبان][چشمک] [گل]